
باز دلتنگم و بی تابم و سرگردانم
باز هم بغض گلوگیر شده در جانم
کاش آبی رسد از دست تو بر دستانم
آب نه؛ مهر تو میخواهم اگر عطشانم
**
روضه سخت است اگر داغ کبوتر باشد
یا اگر قصه ی آتش زدن در باشد
می شود روضه از این نیز فراتر باشد
داغ اگر داغ زمین خوردن مادر باشد
داغ تو می کُشد آخر همه را.... میدانم
**
از همان ضربه که بر سینه ی تو خورد از در
از همان لحظه که در کوچه نشستی مادر
از همان روز؛ همان واقعه، از آن محشر
که زدی پرپر و پر بسته شدی در بستر
شدم آیینه تو؛ پر ترک و حیرانم
**
من حسین تو ام ای آینه ی خسته ی من
باز دلتنگ صدایت شده ام حرف بزن
با همان دست ورم کرده به جبران کفن
کاش میشد که بدوزی دو سه تا پیراهن
که روی خاک نماند بدن عریانم
**
نیزه بر من بخورد در عوض پهلویت
دست من قطع شود در عوض بازویت
من شوم بی سر و تو زخم نگردد رویت
جای زخمی شدن چشم و لب و ابرویت
خیزران کاش شود سهم لب و دندانم
.
.
خداحافظ ای کوچه های مدینه
خداحافظ ای میخ پهلو و سینه
.
خداحافظ بستر من خسته
خداحافظ یار خانه نشسته
.
خداحافظ ای نمازنشسته
خداحافظ گوشواره شکسته
.
خداحافظ دردبازو و سینه
خداحافظ ای کوچه های مدینه
.
خداحافظ ای چادر خاکی
خداحافظ ای شهر اندوه و کینه
.
خداحافظ ای شهر پیغمبر
خداحافظ ای گریه های شبانه
.
خداحافظ ای خانه ی مهروصفا
خداحافظ ای نخل های مدینه
.
.
خداحافظ ای یاور نیمه جانم
خدا حافظ ای همسر قد کمانم
.
خدا حافظ ای قوت قلب خسته
خدا حافظ ای یار پهلو شکسته
.
خدا حافظ ای مادر خوب زینب
خدا حافظ ای مادر خوب زینب
---
خداحافظ ای زخم بر دل نشسته
خداحافظ ای یار پهلو شکسته
.
خداحافظ ای رونق آشیانم
خداحافظ ای قوت زانوانم
.
خداحافظ ای جسم بی جان زهرا
خداحافظ ای مانده در کوچه تنها
.
خداحافظ ای گریه های شبانه
خداحافظ ای بانوی بی نشانه
.
خداحافظ ای داغ در دل نهفته
خداحافظ ای موی آتش گرفته
.
خداحافظ ای خاطرات غم یار
خداحافظ ای خون مانده به دیوار
.
خداحافظ ای یار در خون تپیده
خداحافظ ای یاور قد خمیده
.
خداحافظ ای یاور مهربانم
خداحافظ ای مادر کودکانم
.
.
خداحافظ ای روح شرم و عفاف
خداحافظ ای جان حج و طواف
.
خداحافظ ای لاله پرپرم
خداحافظ ای سوره کوثرم
.
خداحافظ ای درد من را طبیب
خداحافظ ای آشیان غریب
.
خداحافظ ای طایر نیمه جان
خداحافظ ای پوست و استخوان
.
خداحافظ ای به ز جان علی
قرار و بهار و توان علی
.
خداحافظ ای بانوی خانه ام
پرستوی پر بسته لانه ام
.
خداحافظ ای پیکر خسته اش
خداحافظ ای دست بشکسته اش
.
خداحافظ ای سینه چاک چاک
خداحافظ ای چادر پر زخاک
.
تو ماه تمام منی فاطمه
جواب سلام منی فاطمه
.
تو بودی به در دلم آشنا
به مشکل گشایی تو مشکل گشا
.
قسم بر تو و عمر کوتاه تو
به آن سینه غرق در آه تو
.
به آن چشم در موج خون خفته ات
به آن درد دلهای ناگفته ات
.
ز بعد تو ای شمع افروخته
علی ماند و یک در سوخته
.
غمت تار و پود من از هم گسست
ببین فاتح بدر از پا نشست
.
چکیده به رخ اشک تنهائیم
تماشایم من تماشائیم
.
ندانی چه بر روزم آورده ای
در این شهر تنهاترم کرده ای
.
مرا موج غم هر طرف می کشد
فراغ تو آخر مرا می کشد
.
.
کنار بستری خاموش و غمناک
علی امید خود را می کند خاک
.
بهار آرزویش گشته پائیز
دلش از غربت و غم گشته لبریز
.
به هر حالش که می آید ز سینه
خجالت می کشد شهر مدینه
.
نفسهایش فتاده در شماره
کند بر صورت زهرا نظاره
.
به هر چشمی که یارش می گشاید
توان از قلب پر سوزش رباید
.
به لبهای علی پیوسته آه است
گمانم مرتضی در فکر چاه است
.
به آرامی کنار بستر او
علی خم شد چو شمعی روی زانو
.
که روی یار را بهتر ببیند
ز باغ چشم یارش لاله چیند
.
به نجوا گفت یا زهرا غریبم
مخواه اینگونه تنهایم حبیبم
.
گل آلاله گلخانه من
تو هستی چهل چراغ خانه من
.
علی اینجا دگر یاری ندارد
کسی چون من شب تاری ندارد
.
ببین ای یاور شب زنده دارم
ز تنهایی گره خورده به کارم
.
چه شد کز همسر خود دل ربودی
مگر اشک امامت را ندیدی
.
چو شرح راز بر دیوار دیدم
پس از آن صورتت را تار دیدم
.
اگرچه روز داغ حیدر آمد
ولی شادم جدائی ها سر آمد
.
به همره می بری با خود صفا را
ولی دیدی چو روی مصطفی را
.
الا ای سوره مجروح کوثر
سلامم را رسان نزد پیمبر
.
.