
÷
ای دلبند بابا شد وقت جدایی
میسوزد وجودم مهدی جان کجایی
اشک نم نم من ریزد چون ستاره
خواهم تا ببینم رویت را دوباره
.
واویلا واویلا
.
من میمیرم و تو می مانی و ماتم
مهدی جان فدایت ای منجی عالم
بعد از من عزیزم بر عالم امیری
باید انتقام مادر را بگیری
.
واویلا واویلا
.
از این زهر سوزان میسوزد نهادم
در این لحظه صد غم می آید بیادم
میسوزم بیاد آن گودال پر خون
میگفت واحسینا زینب زار و محزون
.
واویلا واویلا
.
مجتبی صمدی شهاب
.
.
در سامرا امشب مهدی شده عزادار
گوید که ای پدرجان بابا خدانگهدار
گوید که ای پدرجان بابا خدانگهدار
.
بابای مسمومم بابا بابا
چونجَّدمظلومم بابا بابا
بابای مسمومم بابا بابا
چونجَّدمظلومم بابا بابا
.
خیزوببین پدرجان غریبم غریبم
تنها تویی در عالم طبیبم طبیبم
خیزوببین پدرجان غریبم غریبم
تنها تویی در عالم طبیبم طبیبم
.
خدا نگهدار بابا بابا بابا(۲)
خدا نگهدار بابا بابا بابا(۲)
.
◾
◾
.
بر لب اهل ولا زین عزا زمزمه است
صاحب عزا در امشب مهدی فاطمهست
بر لب اهل ولا زین عزا زمزمه است
صاحب عزا در امشب مهدی فاطمهست
.
شرر زده زهر کین از جفا از جفا
به حجره تنها زند دستپا دستپا
شرر زده زهر کین از جفا از جفا
به حجره تنها زند دستپا دستپا
.
شال عزا بگردن نهاده مصطفی
فاطمه سینه سوزان رسید با مرتضی
شال عزا بگردن نهاده مصطفی
فاطمه سینه سوزان رسید با مرتضی
.
خدانگهدار بابا بابا بابا(۲)
خدانگهدار بابا بابا بابا(۲)
.
◾
◾
.
سامره کربلا شد غم عالمین است
تشنه ابامحمد به مثل حسین است
سامره کربلا شد غم عالمین است
تشنه ابامحمد به مثل حسین است
.
تشنه لب کربلا حسینجان حسینجان
کفن شده بوریا حسینجان حسینجان
تشنه لب کربلا حسینجان حسینجان
کفن شده بوریا حسینجان حسینجان
.
کشتهی دور از وطن غریب کربلا
ای شه عریان بدن غریب کربلا
کشتهی دور از وطن غریب کربلا
ای شه عریان بدن غریب کربلا
.
خدانگهدار بابا بابا بابا(۲)
خدانگهدار بابا بابا بابا(۲)
.
.
سامرا شد بیت الاحزان
چشم زهرا گشته گریان
گوید ای نورِ دو دیده
ای حسن جان ای حسن جان
.
زهر ظالم بر تن و جانش اثر کرد ای خدا
قلب مهدی را عزادارِ پدر کرد ای خدا
.
یا حسن جان ـ مظلوم حسن جان(۴)
.
آمده مهدیِ دل خون
با دلی غمگین و محزون
از وداعِ آخرینش
عرشیان گردیده مجنون
.
بال و پر می زد پدر در پیش چشمانِ پسر
وای از آن لب ها که گلگون گشته از خون جگر
.
یا حسن جان ـ مظلوم حسن جان(۴)
.
رخت ماتم تا به تن شد
عالمی غرقِ محن شد
ذکر حیدر ذکر خاتم
ذکر مظلوما حسن شد
.
چشم خود می بندد و او سوی جنت می رود
بعد او فرزند مظلومش به غیبت می رود
.
یا حسن جان ـ مظلوم حسن جان(۴)
.
.
.
غریبانه میروم از دار دنیا
بیا مهدی ای نور دیده ء بابا
.
تو ای نورچشمانم
بببین چشم گریانم
رسیده بر لب جانم
.
واویلا
.
ترک خورده از زهرکینه لبهایم
جوان مرده میروم مثل زهرایم
.
دم آخر ای دلبر
تسلای این مضطر
بخوان روضه از مادر
.
واویلا
.
بیار آب و یادی کن از تشنه کامان
بیاد آن گودال و شاه مظلومان
.
به موج خون غوغا شد
زخون مقتل دریا شد
سر نعشش دعوا شد
.
واویلا
.
یل خیبر تنها و بی سپر مانده
بیا مهدی که زهرا پشت در مانده
.
به این در آذر افتاد
که زهرا با سر افتاد
روی جسمش در افتاد
.
واویلا
ش